مثنوي من

دردا و دریغا که در این مدت عمر                        از هر چه بگفتیم جز افسانه نماند

نويسنده :مهرنوش
تاريخ: یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ ساعت: 22:38

شب یلدا همیشه جاودانی است

زمستان  را بهار  زندگانی است

شب یلدا  شب فر  و کیان است

نشان  از سنت  ایرانیان  است

آنگاه که تولد دختری بیگناه مایه ننگ اعراب بود ، آنگاه که زندگی برای دخترکان ساعتی بطول نمی انجامید ، نیاکان پاکمان ، بلند ترین شب سال ، شب تولد مینو ( الهه زن) و میترا( الهه خورشید) را بنام یلدا نامیدند و آن را گرامی داشتند و شادی ها کردند .

در یلدا یادگار نام وطن و عروس زمستان ، در خانواده پدر، دو فرزند از دو مادر متولد شدند .

هر سال یلدا ، این عروس زمستان در خانه پدر معنای دیگری داشت، شب تولد فرزندان با جشن یلدا همراه بود.البته  دخترک قصه ما  نیز از ریخت وپاش این شادی بی بهره نبود  لااقل  به این بهانه او هم دیده می شد اگر چه اندک!!!

این است که یلدا برای من مفهوم دیگری داشت ؛ بهمین دلیل  همیشه اندوهم را به برگ ها می سپردم تا باد پاییزی آن را ببرد و همراه خش خش برگ ها ، خش خش آرزوهای قشنگم را می شنیدم.

همراه با شمردن جوجه ها ، تعداد دلهایی که بدست می آوردم و شمارش تعداد دانش آموزان نیاز به تعلیم ،را داشتم و تعداد انسانهایی که از فرو دستی بیرونشان می کشیدم .

اصلا" تعداد سالهای عمررا حس نمیکردم چون ، لحظات عمرم را پر می ساختم .

ولی اکنون که موهایم رنگ وبوی زمستان بخود گرفته است و اعمالم از برگ برگ دفتر خاطراتم پرت شده اند و دیگر نمی توانم چون گذشته زندگی موثری داشته باشم . یلدای چشمی ندارم که برایم اشک بریزد . اکنون یلدا را باید در تنهایی جشن بگیرم .حتی خانه پدری نیست که از ریزه های شادی شان بهرمند شوم .

شیرینی هندوانه را در نبودن عشق چگونه دریابم و سرخی انار در قلب سیاه من دیگر جایی نیست و بلندی یلدا را در طول عمر نمی خواهم !


نويسنده :مهرنوش
تاريخ: چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ ساعت: 10:6

 

در پناهندگی دو مسأله وجود دارد: یکی درک ضعف .دوم آگاهی از قدرت

برای اینکه پناهندگی را بفهمم واحساس کنم ، باید این ضعف واین قدرت را احساس کرده باشم .

آیا در انسان ضعفی وجود دارد؟

با تجربه مشاهده کردیم .ما حتی از ضعیف ترین حیوانات هم ضعیف تریم ، حیوانات وقتی به مشکلی برخورد می کنند با غریزه وبطور طبیعی راه را می یابند ، ولی ما احتیاج به ابزار ووسائل داریم .علم وصنعت بال های ما هستند.

در قران این ضعف ها بارها گوشزد شده ؛ 1

1-    وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا...( 28 نسا)انسان ضعیف است

2-    خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ...(37 انبیا)شتاب وعجله دارد

3-    إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا(20 معارج)ناله سر می دهد وجزع دارد

4-    إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا(معارج19)به خاطر ترس از آینده طمع دارد

5-    وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا(21 معارج)و همین انسان به خاطر ترس و ضعف کنار می گذارد  وبخل می ورزد

 

اینها ضعف های انسان هستند ، در خوراک ، در لباس ، در حرکت ، در تربیت ، در برخورد با مشکلات چقدر ناتوان است .

ولی این ضعف ها در انسان طلب قدرت را بوجود آورده است ، نه ماندگاری و نه نابودی را .

انسانی که ضعف هایش را شناخته ، در جستجوی قدرت راه افتاده است وبه دنبال پناهگاه حرکت کرده است .

در طول تاریخ اگر در جنگل بوده از درختان بلند ، در کوه  ها از غار های تاریک و از آتش روشن ، از تجمع و اجتماع بهره گرفته و به اینها پناه برده است و آنگاه زندگی قبیله ای و شهرنشینی و دولت وعلم وصنعت و قدرت ها ، پناهگاه او شده اند .ووقتی علومش دچار بحران شد و علیت با کوانتوم ونسبیت ضربه خورد و مسأله ی امکان واحتمال پیش آمد ، باز مکتب وجودی پناهگاه او شد .

ولی انسان می تواند در دنیای امکانات هدیه ی خوبی بدست آورد و آن آزادی است و سرنوشت خود را بسازد .

همراه امکان و پرتاب شدگی ، می توانیم با آزادی و انتخاب زندگی کنیم .می توانیم در دنیای متزلزل ارزش ها با انتخاب ،ارزش بسازیم  و دیگران را هم به آن ملتزم کنیم.

پس انسان با درک ضعف به دنبال پناهگاه وقدرت می رود واین پناهگاه دو دسته هستند :

آنچه در زندگی تاریخی ما وجود داشته و آنچه در زندگی فردی همراه ما است .مادر ، پدر، قدرت، ثروت، شهرت و آخر سر هم خودم اینها پناهگاه های ما هستند .پناهندگی یعنی درک ضعف وجست وجوی قدرت و پناهگاه

ضعف هایمان را ما بیشتر دنبال میکنیم  ، چون من یک رابطه باخودم دارم ونیروهایی در من رخنه می کنند –وسواس الخناس و یک رابطه باجهان – ما خلق –

ویک رابطه با آدم های جامعه –غاسق( فراگیر آنچه در شب می آید ) که می پوشاند –نفاث-( دمنده) که سستی می آورد وحاسد که درگیر می شود و روبرومی ایستد .در این دو سوره رابطه ها مطرح می شوند و در رابطه با نیروهای پنهان «خناس» که مهمتر است یک سوره می آید .

من در رابطه با اینها دچار ضعف هستم و به دنبال پناهگاه می گردم .ضعف من در برابر هستی همان جهل من است و در نتیجه شر بوجود می آید .

شر نه در جهان است نه در انسان ، بلکه از رابطه ی بیحساب این دو شر بوجود می آید .

جهان و انسان از خوب وبد تشکیل نشده است .خوبی وبدی ، شر وخیر صفت ارتباط های انسان با خودش و با جامعه و یا جهان است .

هنگامی که من بااسید بد رابطه برقرار کنم صدمه می بینم و بدی می بینم .

شر وخیر ، خوبی وبدی نتیجه جهت گیری و موضع گیری انسان در هستی و در جامعه و در خویش است .

پایگاه شر از جهان وانسان به رابطه ها منتقل می شود و تو از این شر پناه به غریزه و یا به سوی علم و آگاهی پناه می بری.

در رابطه با آدم گرفتار ضعف می شویم آدمهایی غاسق هستند و نفوذ می کنند .

آدمهایی نفاث هستند وسستی می آورند

آدمهایی حاسد هستند و رویاروی تو میایستند وما در این رابطه ها به قدرت ، به سلاح ، به نیروهای خودمان پناه می بریم .

ولی در نیروهایی که در ما زخنه می کنند وما دچار ضعف می شویم و می شکنیم ، پناهگاه می خواهیم از آنچه در بما رخنه ونفوذ کرده است چه پناهگاهی لازم است که از پراکندگی ووسوسه رها شویم و نجات یابیم و به هستی اصیل و خود برسیم ؟

تا به حال در برابر خلقت و طبیعت با همه ابهام وترس ، به علم و صنعت و در برابر آدم ها ودشمن ها به قدرت و جمعیت و در برابر نیروهای مهاجم که تورا از درون پوک می کنند و قلعه وجود تورا از داخل باز می کنند ومی گشایند، به عرفان و تمرکز پناه آوزده ای .

هنوز پدرو مادر ، خویشان و خانواده و ثروت وشهرت برای تو پناهگاه دارد .توهنوز می توانی با اینها و درکنار اینها از ضعف جدا بشوی و می توانی بر اینها تکیه کنی با این همه پناه  طبیعی است که دیگر نمی خواهی به پناه دیگر روی بیاوری !!

اما با انتخاب این پناه گاها در زیر این آوارها ، خسته شدی و بن بست ها را تجربه کردید و نه علم نه صنعت و نه قدرت و نه تجمیع و نه نیروهای درونی تو ، پایگاه خوبی نشد ند و جایگاه امنی نداشتند ، اگر به این آگاهی رسیدی آن گاه به دنبال پناهگاه دیگری خواهی رفت.تو که لحظه های تنهایی و اضطراب و هنگامه های غربت و اضطرار را احساس کردی ، می توانی به دنبال پناه و پایگاه باشی .

تو که در میان موج ها و تغییر هاضربه خوردی وفهمیدی که نمیتوان بر موج خانه ساخت و بر باد تکیه کرد ، تو می توانی راه بیفتی تا به ثابت و حقی دست بیابی و پایگاه محکمی را و حصن و قلعه ای را کشف نمایی .

( بر گرفته از کتابتطهیر با جاری قران – استادعلی صفایی حائری –ص44)